ما یه دختر کوچولو داریم...
وروجک خوشگل مامان بالاخره روز موعود رسید و من وبابایی رفتیم برای سونو گرافی... کلی هیجان داشتم و از اینکه قرار بود به زودی بفهمیم که یه دخمل کوچولو داریم یا یه گل پسر در پوستم نمی گنجیدم.... وقتی دستگاه سونو رو روی شکمم گذاشت و به خانوم الماسان گفتم که ما هنوز جنسیت وروجکمون رو نمی دونیم چند ثانیه طول نکشید که گفت یه دختر کوچولوه.... این لحظه یکی از قشنگترین لحظه های زندگیمون بود و از شدت خوشحالی نمی تونستم خودم رو کنترل کنم وبلند بلند می خندیدم ... دخمل مامان از اول چقدر ناز داشتی و پشتت رو کرده بودی و خانوم الماسیان هر چی میزد رو شکم من که شما بچرخی و ما صورت ماهت رو بینیم نمی چرخیدی ...
نویسنده :
مامان لیلا
9:45


